NILOBLOG.COM
لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای
دسترسی به این مطلب را وارد کنید
» نمایش این
صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای شوق پرواز...
سحر متولد شده بود. اسمش سحرناز بود. غروب بعد از مغرب رفت. به قول عمه مثل شمعی که با یک فوت خاموش بشه. به همین راحتی و زیبایی. انگار عمرش به اندازه یه سحر تا افطار بود. یعنی این طوری به نظر می رسید. هر سال زمستون باهاش هم اتاق بودم. بهم می گفت همسنگر شوق پرواز...